شمارهٔ ۱۹ - و برای او
ص صامت بروجردی
0
Altın Yaprak
چون آل طاها از جور ایام
گشتند وارد در کشور شام
گفتا سکینه در محضر عام
ای خلق بی رحم ای قوم بدنام
نحن سبایا آل محمد
جدی رسول فی کل مشهد
ما عین قبله اصل نمازیم
سلطان یثرب شاه حجازیم
از حکم قرآن ما سرفرازیم
در کشور دین در ملک اسلام
نحن سبایا آل محمد
جدی رسول فی کل مشهد
ما کاندر این شهر زار و ملولیم
از محیط وحی از بیت الهام
نحن سبایا آل محمد
جدی رسول فی کل مشهد
خوش می نوازید نای و نقاره
گردیده بر ما گرم نظاره
خوش پرده شرم کردید پاره
بر آل یاسین دادید دشنام
نحن سبایا آل محمد
جدی رسول فی کل مشهد
با سینه ریش با قلب پر غم
با سر عریان با چشم پر نم
ما را نمودند سرگرد عالم
از کثرت بغض از روی ابرام
نحن سبایا آل محمد
جدی رسول فی کل مشهد
روزی که قرآن گردید نازل
بر حرمت ما می بود شامل
ما را خرابه دادید منزل
از جای حرمت از بهر اکرام
نحن سبایا آل محمد
جدی رسول فی کل مشهد
آخر غریبیم ما آل حیدر
در کشور شام ای خلق کافر
تا چند ما را ریزید بر سر
خاکستر و سنگ از پشت هر بام
نحن سبایا آل محمد
جدی رسول فی کل مشهد
در این ولایت ما میهمانیم
چون طایر دور از آشیانیم
تا کی بر افلاک شیون رسانیم
از ناله صبح از گریه شام
نحن سبایا آل محمد
جدی رسول فی کل مشهد
گردم شب و روز در ناله چون نی
مانند صامت شد عمر من طی
در محنت و رنج در حزن و آلام
نحن سبایا آل محمد
جدی رسول فی کل مشهد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş