بخش ۱۱ - التمثیل فی قوم یؤتون الزکوة
س سنایی غزنوی
0
Altın Yaprak
راد مردی کریم پیش پسر
داد چندین هزار بدره زر
پسرش چون بدید بذل پدر
تر زبان شد به عیب و عذل پدر
گفت بابا نصیبه من کو
گفتش ای پور در خزانه هو
قسم تو بی وصی و بی انباز
من به حق دادم او دهد به تو باز
اوست چون کارساز و مولی ما
او نه بس دین ما و دنیی ما
او به جز کارساز جانها نیست
نکند با تو ظلم از آنها نیست
هریکی را عوض دهد هفتاد
چون در بست بر تو ده بگشاد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş