بخش ۶۲ - فاستقم کما اُمرت، و من تاب معک
س سنایی غزنوی
0
Altın Yaprak
راستی شغل نیک بختانست
هر کراهست نیکبخت آنست
دل زبهر چه برکسی بستی
راستی پیشه کن زغم رستی
گر کژی را شقاوتست اثر
راستی را سعادتست اثر
هر که او پیشه راستی دارد
نقد معنی در آستی دارد
تا در این رسته ای که مسکن توست
نفست ارکجروست دشمن توست
راستی کن که اندرین رسته
نشوی جز به راستی رسته
بر تو بادا که تاتوانی تو
نامه ناکسان نخوانی تو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş