غزل شمارهٔ ۱۰۲۳
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
سه نقطه یک الف همی نگرم
الفی در حروف می شمرم
در همه حرف ها یکی بینم
نقطه اول است در نظرم
هفت هیکل به ذوق می خوانم
آری میراث مانده از پدرم
این کتابخانه را بخواهم شست
وز سر کاینات در گذرم
خبر از حال خود همی دارم
تا نگویی تو ام که بی خبرم
روز و شب با وجود در دورم
کی شود آخر این چنین سفرم
بنده سیدم که عمرش باد
لاجرم پادشاه بحر و برم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş