غزل شمارهٔ ۱۱۷۴
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
عشق او در بحر و در بر دیده ایم
نور او در خشک و در تر دیده ایم
چشم ما روشن به نور او بود
روی او چون ماه انور دیده ایم
گرچه هر دم می نماید صورتی
معنی اینها مکرر دیده ایم
در همه آیینه دیدیم آن یکی
دیده ایم و بار دیگر دیده ایم
هر گدایی را که می بینیم ما
پادشاه تاج بر سر دیده ایم
گر خبر از غیر می پرسی مپرس
زانکه ما خود غیر کمتر دیده ایم
سید ما نور چشم ما بود
نور آن پاکیزه منظر دیده ایم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş