غزل شمارهٔ ۱۱۷۷
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
یک نظر از اهل دل تا دیده ایم
نزد مردم همچو نور دیده ایم
در خیال دیدن او روز و شب
همچو دیده سو به سو گردیده ایم
عاشق مستیم و با ساقی حریف
می ز جام عشق او نوشیده ایم
از دم ما مرده دل زنده شود
تا لب عیسی جان بوسیده ایم
ذوق بلبل از نوای ما بود
زانکه ما گل از وصالش چیده ایم
تا ابد سلطان اقلیم دلیم
خلعت از روز ازل پوشیده ایم
سید ما در نظر چون آینه است
ما در این آیینه خود را دیده ایم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş