غزل شمارهٔ ۱۲
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
مجلس خاص او است حضرت ما
الصلا هر که عاشق است صلا
در خرابات خلوتی داریم
به از این در جهان که دارد جا
عاشق و مست و رند و او باشیم
زاهدی از کجا و ما ز کجا
مدتی شد که بیخودیم ز عشق
با خداییم با خدا به خدا
ما بلا را به جان خریداریم
گرچه هستیم مبتلای بلا
دردمندیم و درد درمان است
خوشتر از درد دل کجا است دوا
جرعه جان نعمت الله نوش
تا بیابی تو ذوق مستی ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş