غزل شمارهٔ ۱۲۵۰
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
در جام جهان نما جهان بین
در آینه عین ما روان بین
جامی به کف آر عارفانه
معشوقه جمله عاشقان بین
بر دیده ما نشین زمانی
نور بصر محققان بین
از دیده مردم ار نهانست
پیداست به چشم ما عیان بین
گویی فردا ببینم او را
فردا امروز و این زمان بین
بگذر ز نشان و نام هستی
در عالم نیستی نشان بین
شادی روان نعمت الله
می نوش و حیات جاودان بین
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş