غزل شمارهٔ ۱۲۷
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
جامی ز حباب پر ز آب است
آب است که صورتا حباب است
در ظاهر و باطنش نظر کن
دریاب حجاب آب آب است
آن جام جهان نمای اول
یک عین و صفات بی حساب است
بی جود وجود چیست عالم
گویی سر آب نه سراب است
ماهی که تو را به شب نماید
خورشید بود که در نقاب است
نقشی که خیال غیر بندد
بگذار که آن خیال خواب است
گر پرسندت که چیست توحید
خاموشی تو تو را جواب است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş