غزل شمارهٔ ۱۲۷۵
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
جام گیتی نمای ما انسان
حافظ جامع خدا انسان
صورت اسم اعظمش دانم
محرم راز کبریا انسان
گنج و گنجینه و طلسم به هم
می نماید عیان تو را انسان
هر چه در کاینات می خوانند
بندگانند و پادشاه انسان
خانقاهیست شش جهت به مثل
صوفی صفه صفا انسان
موج و بحر و حباب قطره و جو
همه باشند نزد ما انسان
این سرا خانه خراب بود
گر نباشد در این سرا انسان
دردی درد دل که درمانست
می کند نوش دایما انسان
نعمت الله را اگر یابی
خوش ندا کن بگو که یا انسان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş