غزل شمارهٔ ۱۳۱۰
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
در دیده تویی و دیده ام تو
در دیده مشو که دیده ام تو
از من تو کناره کی توانی
چون درکش خود کشیده ام تو
هر کس یاری گزید ای دوست
من بر همگان گزیده ام تو
سرمستم و جام باده بر دست
مهمان من و رسیده ام تو
ای نور دو چشم نعمت الله
در دیده تویی و دیده ام تو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş