غزل شمارهٔ ۱۳۸
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
مقام عاشقان در ملک جان است
مکان عارفان در لامکان است
سرای می فروشان حقیقی
به خلوت خانه اقلیم جان است
تو درد دل نمی دانی دوایش
دوای درد دل سوز روان است
نشان و نام را بگذار و می رو
که راه کوی عشقش بی نشان است
نهان است از همه عالم ولیکن
ز پیدایی عیان اندر عیان است
بیانی می کنم از صورت دوست
در این معنی معانی را بیان است
به دین سیدم چون نعمت الله
برآنم من که دلدارم بر آن است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş