غزل شمارهٔ ۱۵
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
عالمی غرقند در سیلاب ما
تشنگان دانند قدر آب ما
آفتابی رو نماید روشن است
زاهدی از کجا و ما ز کجا
خوش خیالی می نماید روز و شب
با خداییم با خدا به خدا
حکم میخانه به ما بخشیده است
گرچه هستیم مبتلای بلا
نسبت ما با رسول الله بود
خوشتر از درد دل کجا است دوا
در خرابات مغان گر بگذری
تا بیابی تو ذوق مستی ما
بر در سید مقامی یافتیم
فصل فضل او بود در باب ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş