غزل شمارهٔ ۱۵۴۹
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
عشقبازی می کنم آری بلی
بل ایازی می کنم آری بلی
خرقه خود را به جام می مدام
خوش نمازی می کنم آری بلی
نقد دل در آتش عشقش گداخت
زر گدازی می کنم آری بلی
کار من در عشق جانبازی بود
نیک بازی می کنم آری بلی
من شهید و غازی من عشق او
وصف غازی می کنم آری بلی
هر که را بینم به عشق روی او
دلنوازی می کنم آری بلی
سید ار نازی کند من بنده ام
نو نیازی می کنم آری بلی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş