غزل شمارهٔ ۲۷۷
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
شهر دل در ولایت عشق است
ملک و جان در حمایت عشق است
دیده بینا به نور معرفت است
این عیان از عنایت عشق است
آنچه عقلم نهایتش می گفت
دیده ام آن بدایت عشق است
لیس فی الدار غیره دیار
این حدیث از روایت عشق است
هرچه گویی ز عشق گو که مرا
سخن خوش حکایت عشق است
ناله زار بلبلان شب و روز
در گلستان سرایت عشق است
نعمت الله را چنین حیران
گرد حسن کفایت عشق است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş