غزل شمارهٔ ۵۲۵
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
خاطر ما سوی دریا می کشد
گوییا ما را به مأوا می کشد
موج دریاییم و دریا عین ما
می برد ما را به هرجا می کشد
جذبه او می کشد ما را به خود
خوش بود چون حق تعالی می کشد
در کشاکش عالمی آورده است
نی من سرگشته تنها می کشد
می کشد نقش خیالی دم به دم
هم خطی بر لوح اشیا می کشد
ما بلای عشق او خوش می کشیم
کار ما در عشق بالا می کشد
تا نماید نعمت الله را به ما
اینچنین نعمت بر ما می کشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş