غزل شمارهٔ ۷۰۴
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
گهی عکس رخش جان می نماید
گهی زلفش پریشان می نماید
چو سنبل می کند بر گل مشوش
سواد کفرش ایمان می نماید
چه زخم است اینکه مرهم ساز جانست
چه درد است اینکه درمان می نماید
چه جام است اینکه می ریزد از او می
چه جان است اینکه جانان می نماید
دلی دارم چو آیینه ز عشقش
همه آیینه این آن می نماید
جمال عشق بین و حسن معنی
که چون در صورت جان می نماید
نظر کن چشم سید تا ببینی
که پیدا سر پنهان می نماید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş