غزل شمارهٔ ۷۱۳
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
این چنین رندی که من دیدم که دید
هفت دریا را به یک دم درکشید
دیده ام آیینه گیتی نما
آفریننده به لطفش آفرید
عاشق سرمست در کوی مغان
فارغ است از بایزید و از یزید
مجلس عشقست و ساقی در حضور
ذوق یاران باد یارب بر مزید
دیده روشن که دیده روی او
در چنان دیده بود نورش پدید
اعتباری می نماید فصل و وصل
گه قریبت می نماید گه بعید
نعمت الله مست و جام می به دست
باشد آن می کهنه و جامش جدید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş