غزل شمارهٔ ۷۷۳
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
چارپا در پی علف گردد
تا به وقتی که خود تلف گردد
آدمییی که معرفت دارد
شک ندارم که خود خلف گردد
قطب عالم یگانه ای باشد
که چو ما جمله را کنف گردد
آشنای محیط بحر ازل
واقف از در و از صدف گردد
هر کسی میل جنس خود دارد
آن یکی گوهر این خزف گردد
شیرمردی به خنجر و شمشیر
مرد مطرب به نای و دف گردد
سید ما چو عف عفی فرمود
لاجرم این و آن معف گردد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş