غزل شمارهٔ ۷۸۸
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
در ازل بر ما در میخانه را بگشوده اند
تا ابد این سلطنت ما را عطا فرموده اند
ما خراباتی و رند و عاشق میخواره ایم
عالمی پیمانه پر می به ما پیموده اند
نقش غیرش از خیال ما به کلی برده اند
بنگر این آیینه روشن که چون بزدوده اند
مجلس رندانه ما بزم سرمستان بود
باده نوشان جهان از ذوق ما آسوده اند
عاشقان در حضرت معشوق رقصی می کنند
تا ز مطرب یک دو بیت از قول ما بشنوده اند
صورت و معنی عالم خوش به آیین بسته اند
در همه آیینه ها بر ما رخی بنموده اند
خلوت دیده مقام نعمت الله کرده اند
نور چشم ما به ما در چشم ما بگشوده اند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş