غزل شمارهٔ ۹۸۴
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
در محیطی فکنده ام زورق
که دو عالم در اوست مستغرق
نتوان زورق از محیط شناخت
یا وجود محیط از زورق
نور خوشید در سپهر یکی است
شد مرتب میان صبح و شفق
هو هو لا اله الا هو
نیک دریاب سر این مغلق
خود پرستی و ما و من گویی
راه گم کرده ای ایا احمق
دیده ما ندید غیری را
تا گشودیم دیده را بر حق
نعمت الله جام می بخشد
تا بنوشید راوق مطلق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş