قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر
اگر از جان شدی عاشق بگو صلوات پیغمبر
دل خود را منور کن جهانی پر ز عنبر کن
دهان پر شهد و شکر کن بگو صلوات پیغمبر
اگر تو امت اویی رضای او به جان جویی
چو ما شاید اگر گویی بگو صلوات پیغمبر
خرد بویش به جان بوید ملک مهرش به دل جوید
خدا صلوات او گوید بگو صلوات پیغمبر
به عرش و فرش انس و جان دعای او کنند از جان
کریمانه تو در کرمان بگو صلوات پیغمبر
ز آتش گر امان خواهی حیات جاودان خواهی
بهشت و حوریان خواهی بگو صلوات پیغمبر
بیا و بنده شه شو حریف نعمت الله شو
ز حال خویش آگه شو بگو صلوات پیغمبر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş