قطعهٔ شمارهٔ ۱۳۴
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
ما خیالیم و در حقیقت او
ما حبابیم و عین ما دریا
هرچه بینی و هر که می دانی
می جامست و صورت و معنی
شاهدی در هزار جامه نگر
نظری کن به دیده بینا
ساغرت گر که نیست پر از می
گر طلب می کنی بجو از ما
دور رندان ماست باز امروز
فارغ از دی و ایمن از فردا
رند مستی چو نعمت الله نیست
ور تو گویی که هست ها بنما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş