شمارهٔ ۷
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
در دو عالم جز یکی موجود نیست
ور تو گویی هست آن مقصود نیست
با خیال دیگری گر سرخوشی
خوش خوشی جام شرابی می کشی
هر خیالی را که می بینی به خواب
نقش او باشد چو برداری نقاب
اصل جوهر دان و گوهر فرع او
اصل و فرع ما بود در وی نکو
صورت و معنی عالم گفتمش
در توحید است نیکو سفتمش
در صدف آبی است بر بسته نقاب
می نماید در نظر در خوشاب
هستی ما سایه هستی اوست
مستی ما عین سرمستی اوست
قطره و دریا به نزد ما یکی است
بشنو از ما قطره و دریا یکیست
این دویی پیدا شده ازما و تو
شرک باشد گر یکی خوانی به دو
از کتاب ذات و آیات صفات
نسخه خوش خوانده ای در کاینات
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş