شمارهٔ ۱۳۶
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
گلی که رنگ فروشد به شعله می نوشی است
میی که حوصله بخشد به شیشه بیهوشی است
ز چهره مه و خورشید می توان فهمید
جهان مسخر شمع زبان خاموشی است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş