شمارهٔ ۱۷۵
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
گر به دست آید گل داغ از گلستان خوش تر است
بر خورد گر زخم ناسور از نمکدان خوش تر است
در نظر حسن پری دارد تماشای نهان
وادی حسرت ز طرف نرگسستان خوش تر است
می کند چون نقش پای دل گلی در آستین
جاده شوق از خیابان گلستان خوش تر است
بستر ریگ روان همراه داری منعمی
خواب اگر آید به دامان بیابان خوش تر است
گرچه دارد قطره نیسان گهر در آستین
سنگ اگر بارند بر دیوانه طفلان خوش تر است
هر بیابانی که جولان غزالی دیده است
سایه خارش به چشم ما ز مژگان خوش تر است
گفتگو در پرده کردن صد طرف دارد اسیر
پیش من از یار عریان حرف عریان خوش تر است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş