شمارهٔ ۱۷۸
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
گر شب وصل تو بی مهتاب باشد بهتر است
دیده شور فلک در خواب باشد بهتر است
صبح نا محرم اگر در خواب باشد بهتر است
موج می پروانه مهتاب باشد بهتر است
حیرت خاموشیم رسوای عالم می کند
دل اگر در بزم او بیتاب باشد بهتر است
گریه ام بال کبوتر را به طوفان می دهد
قاصد مکتوب چون سیلاب باشد بهتر است
شرطه بی پرواست کشتی را به ساحل می برد
ناخدای بحر دل گرداب باشد بهتر است
اضطراب دل شراب عیش می ریزد اسیر
ساغر ما چشمه سیماب باشد بهتر است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş