شمارهٔ ۲۳۸
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
درد دل گفتن همین تنها نه در نا گفتن است
راز دانان را حکایت حرف بیجا گفتن است
دعوی فهمیدگی را حاجت اثبات نیست
معنی پیچیده را لطف بیان ناگفتن است
گفتگوها طره مطلب پریشان کردن است
حرف نافهمیده را معنی همین وا گفتن است
معنی توحید خاموشی است یا اقرار عجز
حجت و برهان دو کج بحث اند از ما گفتن است
پیچ و تاب تابه را در گوش ماهی گفته موج
گر غرض حرف مآل حرص رسوا گفتن است
در لباس دشمنی هم می تپد در خون خویش
هر که را تیغ عداوت عیب ما نا گفتن است
آتش شوقم نشاید شد اسیر از کوی دوست
پر گشودن درس گمنامی به عنقا گفتن است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş