شمارهٔ ۳۰۴
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
یاد او کردم دل اندوهگینی یافتم
در خیال مصرعی بودم زمینی یافتم
خاکساری آنقدر کردم که نامم شد بلند
از شکست دل عجب نقش نگینی یافتم
باده کم جوش لطفم در خمار افکنده بود
نشیه سرشاری از چین جبینی یافتم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş