شمارهٔ ۵۲۹
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
آفتی وام می توانم کرد
کار دل خام می توانم کرد
سر دیوانگی سلامت باد
ننگ را نام می توانم کرد
خوانده ام سرخط گرفتاری
خدمت دام می توانم کرد
از خیال کسی گداخته ام
باده در جام می توانم کرد
خامه بی تعلقی دارم
مشق آرام می توانم کرد
چشم و دل را به بزم وصل اسیر
حسرت آشام می توانم کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş