شمارهٔ ۶۷
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
امشب از پرتو روی تو گلستان اینجاست
آرزو با سمنت دست و گریبان اینجاست
هرکه پابسته آن زلف چو زنجیرم دید
گفت سرحلقه زنار پرستان اینجاست
دل طلبکار لبش بود که ناگه خالش
خضر ره شد که لب چشمه حیوان اینجاست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş