غزل شمارهٔ ۵۷ - بارگاه حافظ
ش شهریار
0
Altın Yaprak
شب ها به کنج خلوتم آواز می دهند
کای خفته گنج خلوتیان باز می دهند
گویی به ارغنون مناجاتیان صبح
از بارگاه حافظم آواز می دهند
وصل است رشته سخنم با جهان راز
زان در سخن نصیبه ام از راز می دهند
وقتی همای شوق مرا هم فرشتگان
تا آشیان قدس تو پرواز می دهند
ساز سماع زهره در آغوش طبع توست
خوش خاکیان که گوش به این ساز می دهند
آنجا که دم زند ز تجلی جمال یار
فرصت به آبگینه غماز می دهند
سازش به هر سری نکند تاج افتخار
آزادگی به سرو سرافراز می دهند
ما را رسد مدیحه حافظ که وصف گل
با بلبلان قافیه پرداز می دهند
تا شب به حجله فلک آمد عروس ماه
شمعی به دست زهره طناز می دهند
آنجا که ریزه کاری سبک بدیع تست
ما را به مکتب قلم انداز می دهند
دیوان توست یا که پس از کشتگان جنگ
رختی به خانواده سرباز می دهند
هرگز به ناز سرمه فروشش نیاز نیست
نرگس که از خم ازلش ناز می دهند
بارد مه و ستاره در ایوان شهریار
کامشب صلا به حافظ شیراز می دهند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş