غزل شمارهٔ ۹۷ - ترانه جاودان
ش شهریار
0
Altın Yaprak
ای شاخ گل که در پی گلچین دوانی ام
این نیست مزد رنج من و باغبانی ام
پروردمت به ناز که بنشینمت به پای
ای گل چرا به خاک سیه می نشانی ام
دریاب دست من که به پیری رسی جوان
آخر به پیش پای تو گم شد جوانی ام
گر نیستم خزانه خزف هم نیم حبیب
باری مده ز دست به این رایگانی ام
تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو
لب وا نشد به شکوه ز بی هم زبانی ام
ای یوسف عزیز که ثانی ندیدمت
بازآ که در فراق تو یعقوب ثانی ام
با صدهزار زخم زبان زنده ام هنوز
گردون گمان نداشت به این سخت جانی ام
یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت
یاری ز من بجوی که با این روانی ام
ای گل بیا و از چمن طبع شهریار
بشنو ترانه غزل جاودانی ام
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş