شمارهٔ ۷۷ - در مدح فخرالدین
س سوزنی سمرقندی
0
Altın Yaprak
ناداده مژدگانی نادید مژده ور
دیدیم فر طلعت آن عالم هنر
ما را بفر طلعت خویش آن سپهر فضل
خود داد مژدگانی و خود بود مژده ور
تا آمدی خبر ز خرامیدنش بما
پیش از خبر رسید و خبر ماند بر اثر
بودیم ازو بیک خبر خوش نیازمند
او خود رسید پیش که آید بما خبر
روز دوم بد از مه آزاده صیام
کازاد وار از سفر آمد بمستقر
از کردگار خود بدو آزادی اندریم
آزادی از غم وی و آزادی از خطر
منت خدایرا که بصدر و سریر خود
آمد از آنکه رفت بصد بار خوب تر
خورشید سوی برج حمل بر چسان رسد
او سوی شهر خویش چنان آمد از سفر
خورشید دوده و گهر خاندان خال
آن گوی برده مهتری از عم و از پدر
فرزند پادشاه دهاقین روزگار
فرزانه فخر دین و خداوند دادگر
خورشید آسمان هنر افتخار دین
دهقان علی که هست علی خصلت و سیر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş