شمارهٔ ۳۵ - خر مغ
س سوزنی سمرقندی
0
Altın Yaprak
تاج خرقان به بخارا به لب جوی بشیر
خر مغ اد و بترسید ز تاوان دادن
به سمرقند کنون هم خر مغ می طلبد
تا به اید که ز حرفت نتوان استادن
خر خمخانه ز من چون خر بر یخ مانده است
عاجز از رفتن و استادن و از افتادن
گفتم ای خواجه بدین حال مغ اندیش مباش
خر مغ نیست توانی خر ترسا ادن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş