ماه محرم است فغان را خبر کنید وز بهر سرور شهدا گریه سر کنید ایام بی حلاوتی آل مرتضاست قطع نظر ز دیدن شهد و شکر کنید…
الهی به اعزاز پیر مغان که جبریل شد بهر او زندخوان به تعظیم خلوت نشینان دیر به قرب صنمهای لاهوت سیر…
سخن را به گهواره کن فکان به نام شهنشاه واشد زبان بهین گوهر درج شاهنشهی مهین اختر برج ظل اللهی…
بر اعدا سپاه تو منصور باد کمین چاکرت به ز فغفور باد پری گر زند خصم جاهت به سر ز تندی به فرقش چو ساطور باد…
مغنی به غفلت مشو پای بست برآور به قانون طنبوره دست به صوت دعا دمکشی ساز کن به آهنگ آمین لبی باز کن
زهی لطف سازنده آب و خاک به رقص آور سبز طاووس تاک مقام آفرین خمستان می ترنم گشای گره زار نی…
چو مطرب کند ساز و برگ نوا رسد مرغ را خرمی در هوا ز باغ رخش کز طرب شد پدید توان دسته دسته گل ذوق چید…
که گوید جز آیینه بر روی تو که بالای چشم است ابروی تو دهد بوی جمعیت مرغ دل پریشانی سنبل موی تو…
حکیمی که ساقی و سازنده ساخت می و نغمه را کرد با هم نواخت ز صوت درا در تن خرمی مقامات جان شد تن آدمی…
سپهری ست مشهد سعادت نشان خیابان او نایب کهکشان ز خاک در خسرو هشتمین نهم آسمان گشته آن سرزمین…
سخن گرچه دارد بسی می پرست کسی نیست چون من ازین باده مست به صهبای معنی چو مایل شدم خراباتی کوچه دل شدم…
سخن چون سپاه بیان را گرفت به این فوج تخت زبان را گرفت مسلم بود خسروی بر سخن که دربسته ملک دهان را گرفت…
درین عصر کز نطق جز رنج نیست سخن فهم هست و سخن سنج نیست چو فیض سخن قسمت من شده به من دوست از رشک دشمن شده…
به تکلیف آن هندوی چاپلوس گزیدم سفر از گلستان طوس چو فارغ ز طی منازل شدم به غمخانه هند داخل شدم…
نمی شد نو خط دیوان ما رشک گلستانی ز بسم الله بر سر گر نمی زد شاخ ریحانی پریزادی ست این مجموعه کایام طفولیت ز هر سو در دهان ام الکتابش داده پستانی…
15 / 841 gösteriliyor