بخش ۳ - غزل
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
که گوید جز آیینه بر روی تو
که بالای چشم است ابروی تو
دهد بوی جمعیت مرغ دل
پریشانی سنبل موی تو
صنوبر قدان را در آرد ز پای
خرامیدن سرو دلجوی تو
به صبح ازل گشت در طور حسن
تجلی نظر کرده روی تو
به جای عرق در مقام حیا
صفا می تراود ز هر موی تو
نگاهت در بیخودی می زند
به میخانه چشم جادوی تو
کند هر خسیکار صد محتسب
چو طغرا بود مست در کوی تو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş