شمارهٔ ۲۸
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
از باده پس نیامد رنگ پریده ما
برگشتگی ندارد صید رمیده ما
دیشب به ما درآویخت امشب ز ما عنان تافت
گویی ندیده ما را آن شوخ دیده ما
کندیم دل ز شمشاد از بهر آن سهی قد
پیوند سرو گردید شاخ بریده ما
در عاشقی نداریم رنگی ز سرخ رویی
ماند به شبنم گل در خون تپیده ما
بر کشتزار امید یک جو نمی نشیند
صد کوه اگر بغلتداز آب دیده ما
طغرا ز ما بیاموز طرز غریب گویی
هم در غزل نگه کن هم در قصیده ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş