شمارهٔ ۵۳۰
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
گرفته جان به کف آن مهرتابان را هوس کردم
تمام عمر را چون صبح صرف یک نفس کردم
ز بی پروایی صیاد ترسیدم درین گلشن
پریدم از کمین خود را گرفتم در قفس کردم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş