شمارهٔ ۵۴۱
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
دلخوشی هرگز نمی افتد شگون بر اهل عشق
گریه کردم سالها گر یک نفس خندان شدم
از کدامین میزبان نالم که چون مینای می
غیر خون چیزی نخوردم هر کجا مهمان شدم
پیرو آیینه ام در پیشگیریهای عشق
قبل ازان کافتد نگاهم بر رخش حیران شدم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş