شمارهٔ ۸۳
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
نشاند پیش خود آن شوخ بی حجاب مرا
چو سایه همدم خود کرد آفتاب مرا
ازین جهت که به زلف تو نسبتی دارد
نرفت تیرگی شب به ماهتاب مرا
به آتش افکند از خوردن شراب مرا
اگر شراب خورد می کند کباب مرا
ساقی علاج تشنگی ما نمی کند
در ساغر سپهر دهد گر شراب را
گر چشم دل خیال تو بیند مرا چه سود
نتوان به دیده دگری دید خواب را
ابنای جنس قدر ندارند پیش هم
بر روی گل کسی نفشاند گلاب را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş