شمارهٔ ۲۲۷
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
نیست از بد گوهران نرمی کم از دشنام تلخ
در چشیدن تلخ باشد روغن بادام تلخ
رهنمایی به ز بد گوهر ندارد پیر عقل
نیست از بهر عصا چوبی به از بادام تلخ
در مذاق کام جویان از دعا شیرین تراست
بر لب چو شکرش گر بگذرد دشنام تلخ
نیست خالی التفاتش هم بما از زهر چشم
هر نگاهش چون رگ تلخیست در بادام تلخ
عیش گیتی در دل غمگین ندارد لذتی
نیست شیرینی نمایان از شکر در کام تلخ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş