شمارهٔ ۲۴۷
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
گرچه درد دل ما شرح و بیانی دارد
خامشی نیز عجب تیغ زبانی دارد
روزی اهل کرم تازه رسد روز بروز
سفره دانست که دایم لب نانی دارد
مسلک عشق ندارد خطر گمشدگی
همچو سختی ره ما سنگ نشانی دارد
عینک دورنما بایدش از قطع نظر
در نظر هر که تماشای جهانی دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş