شمارهٔ ۳۴۳
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
چو شرح حال شهیدان او رساله شود
تمام خون شفق سرخی مقاله شود
چنان زپا نفتادم که گردمش در بزم
ز دور چرخ اگر خاک من پیاله شود
پی نظاره چو باران بر روی هم ریزند
چو خط بدور مه عارض تو هاله شود
شکستگی است نشانی درست کامل را
شراب زرد کند چهره چون دو ساله شود
دهد ز کیسه فکر معاش تنخواهش
اگر به خاطر واعظ غمی حواله شود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş