شمارهٔ ۳۸۴
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
میشود زین بندگیها شرمساری بیشتر
زان بتقصیرم بود امیدواری بیشتر
کوچکان را مینماید در نظر دولت بزرگ
هست میدان نگین وقت سواری بیشتر
از سفر کردن شود کس دلنشین عالمی
آب را گردد ز رفتن خوشگواری بیشتر
میبرد در خانه قربان کمان دایم بسر
بی سرانجامی شود از خانه داری بیشتر
هر قدر افزون شود زر بیشتر نالد حریص
در پری دارد نی انبان سوز و زاری بیشتر
مایه نفرت شود کس را بد اندیشی ز خصم
ز آن بود از دشمنانم چشم یاری بیشتر
بود فوجی چون جوانی پیش پیش ما دوان
شوکت ما بود وقت نی سواری بیشتر
شد دل پردرد بی آرامتر در زلف او
میشود بیمار را شب بیقراری بیشتر
بهر بیماران دوایی بهتر از پرهیز نیست
یابد ایمان صحت از پرهیزگاری بیشتر
گرم خویان میکشند از روزگار آزار بیش
لت خورد سنگی که دارد جزء ناری بیشتر
اهل همت را نباید سر باین دنیا فرو
عیب باشد از بزرگان خرده کاری بیشتر
پاک گوهر لنگری بر خود نبندد از کمال
وزن گوهر کی شود از آبداری بیشتر
ای که از پیری شوی نزدیکتر هر دم بخاک
بایدت هر روز گردد خاکساری بیشتر
صبر کن بر پند واعظ زآنکه دارد بیش سود
زخم با مرهم کند چون سازگاری بیشتر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş