شمارهٔ ۴۳۶
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
به پنج روزه حیاتست اعتبار غلط
نه یک غلط دو غلط بلکه صد هزار غلط
گذشت آنکه شکفتی دل از بهار و خزان
بود دگر طمع آن ز روزگار غلط
طلب مکن ز جوانان کمال پیران را
که هست خواستن میوه از بهار غلط
بدست باز فراغ و بدشت صید عمل
بود گذشتن ازین دشت بی شکار غلط
رسید سیل علایق عنان گسسته و هست
متاع دل نکشیدن به یک کنار غلط
بود معارضه با ما به یک دو مصرع پوچ
چو تاختن به صف از طفل نی سوار غلط
زباغ عمر گل بندگی بچین واعظ
نشستن است دگر دست در نگار غلط
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş