شمارهٔ ۶۱
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
قرب حق جویی رضا جو باش خلق الله را
نیست غیر از طاق دلها راه آن درگاه را
تا شود آگاه از احوال هر نزدیک و دور
برفراز تخت از آن جا داده ایزد شاه را
میتواند ناله یی دودش رساندن برفلک
گر به مه سایی ز حشمت قبه خرگاه را
با خیال دوست عمری همنشینی کرده است
کی غم دنیا بسر گنجد دل آگاه را
گشته راحت رنج تنهایی مرا از جور خلق
دیدن اخوان به چشمم کرده یوسف چاه را
تا به کی واعظ شوی پامال سرکوب خسان
ساز محراب سجود خویش آن درگاه را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş