شمارهٔ ۱۲ - در مرگ یوسف نامی سرود
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
یوسف مصر نکویی از جهان
رفت و چشم عالمی گرینده است
حلقه در گوش نوازشهای اوست
نام حاتم در جهان تازنده است
هرکجا آزاده مردی در جهان
هست از جان و دل او را بنده است
کهنه گرگ روزگار بی وفا
کم چنین یوسف بچاه افگنده است
از پی تاریخ میگردید فکر
زآنکه هر جوینده یی یابنده است
ناگهانم هاتفی گفتا چرا
فکر تاریخت برنج افگنده است
چون جهان را پشت پا زد خود بگفت
مردم اما نام نیکم زنده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş