شمارهٔ ۷ - تاریخ زیبا بنائی
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
در این نیکو بنای دلگشا از لطف حق هرگز
مبادا خاطرت از روزگار اندوهگین یارب
بدینسان کز زمین برخاست این دلکش بنا دایم
در او تخم امید از خاک بر خیزد چنین یارب
در او جمعیت دلها شود جاروب گرد غم
در او پیوسته با عیش و طرب باشی قرین یارب
گره از ابرو گشاید گرچه چون ناخن خم طاقش
ترا از غم گره هرگز نیفتد بر جبین یارب
پی تاریخ آن برداشتم دست دعا گفتم
مبارک باد این زیبا بنای دلنشین یارب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş