شمارهٔ ۱۹
و وحدت کرمانشاهی
0
Altın Yaprak
مقصد من خواجه مولای من است
توشه من نیز تقوای من است
در مناجاتم چو موسی با اله
خلوت دل طور سینای من است
می روان مرده ام را زنده کرد
آری آری می مسیحای من است
گاهگاهی این رکوع و این سجود
کلمینی یا حمیرای من است
دامن تدبیر را دادم ز دست
رشته تقدیر در پای من است
حسن لیلی جز یکی مجنون نداشت
عالمی مجنون لیلای من است
نفی من شد باعث اثبات من
خواجه در لای من الای من است
نشاۀ ناسوتم اندر خور نبود
عالم لاهوت ماوای من است
نام نیکت ذکر صبح و شام ماست
یاد رویت ذکر شب های من است
ره به خلوتگاه وحدت یافتم
وحدتم فوق گمان جای من است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş